بهشت در زمین است این مدآباد
معطر گشته از گلهای آزاد
چه گلهایی که همتایی ندارند
همیشه باشکوفه چون بهارند
یکی غنچه که شد پرپر رسولی
معطر ماند شد بی سر رسولی
ذبیح الله گل فکه در آن دشت
به قلب او خدنگ خصم بنشست
چو نی اندر نوا حیدر رضایی
شهید اشقیا حیدر رضایی
مددی شد به غربت غنچه پرپر
زمغرب آمدش بی جان پیکر
جدیدی نوجوان صاف ساده
چه زود گردید از دنیا پیاده
جواد پرتو آن یار قدیمی
گذشت از نزد گلها چون نسیمی
گل ابراهیم از ساقه افتاد
به آبادی و باغ روح وروان داد
گلی نازی که جایش هست خالی
تویی سید به گلها ای عالی
یکی سیفی گلی بنشسته طاق
کشیده پر به بالا و به آفاق

شهید است عابدی در باغ لاله
به بستان مدآباد شد هاله
جدیدی و رضایی هردو عاشق
شدند پرپر گلهای شقایق
به یاد مصطفی آن سرو آزاد
که جانش جان ما بنمود آباد
همه رفتند و باز باز است این راه
به گلهایی که شاد هستند و آگاه