مادر
چو خلقت باغ و راغ ز ایزد آخر شد
نگاه قناری به چشمه ساران ظاهر شد
ترانه خلیفه زمین خدا چوسرود
زدمش طلعت ما بگرفتی وجود
تمام زیبائیها خلاصه در بهشت
بهشت مزد زیبا و اجر سرنوشت
لقای یار همیشه آرزوی مهرویان
رسد چولقا مزد آن بهشت جنان
چو گام زنند به دایره مادری زنها
رود ز دامن پاک به عرش حق جانها
نداشنو تو ای شیعه یا کافر
بهشت بود زیر پای مادر
مگو تو هرگز اف بر وجاهت مادر
نما تو ختم احترام به ساحت مادر
بجز واجب نخواسته خدا در دنیا
عمل ما به واجبات شوی گل زیبا
بقیه خدمت مومنین کن و ایثار
به مادرت نما فزون به گفته دادار
چو بوسه میزنی به دست مادرت ای گل
شکوفه گل کند و نوا دهد بلبل
اگر هراسانی زمرگ و لحظه آخر
برو به خدمت او دعا کند مادر
تحمل چو می کنی خار گلهایش
یقین بهشت خدا عطر نفسهایش
نمونه والگوی مادران زهراست
زقبل دنیا و از آنچه پابرجاست
خدایا به عصمت روی زهرایت
ترهمی نما این همه گداهایت
چوساقیت به پیمانه می همی ریزد
نما اشاره دست روسیه گیرد
تو باغیان برسان به یاری گلهاف
دوباره باغ پژمرده ما زنو احیا
رسیده عمر شیعه به مقطع پایان
کرم نما به عفو خود عطا نما رضوان
+ نوشته شده در شنبه دهم دی ۱۴۰۱ ساعت 16:25 توسط حاج محمد ملایی
|