حدیث فضیلت روز عرفه


امیر مؤمنان علی (علیه السلام) درباره راز وقوف در عرفات فرمود: «عرفات، خارج از مرز حرم است و مهمان خدا باید بیرون دروازه، آن قدرتضرع کند تا لایق ورود به حرم شود».[1]
امام سجاد (علیه السلام) در حدیثی فرمود:
عصر روز عرفه و ظهر روز دهم که حاجیان در منا حضور دارند، خدای سبحان به فرشتگان مباهات می کند و می فرماید: «اینان بندگان من هستند که از راه های دور و نزدیک با مشکلات بسیار به اینجا آمده و بسیاری از لذت ها را بر خود حرام کرده و بر شن های بیابان های عرفات و منا خوابیده اند و این گونه با چهره های غبارآلود، در پیشگاه من اظهار ناتوانی و خواری می کنند. اینک به شما اجازه دادم تا آنان را ببینید. آنگاه فرشتگان حق به اذن خداوند بر دل ها و اسرار نهان آنها آگاه می شوند.[2
از امام صادق (علیه السلام) سؤال شد:
عرفات را چرا عرفات نامیده اند؟
حضرت فرمود: «جبرئیل، حضرت ابراهیم را روز عرفه به این مکان آورد، چون ظهر فرا رسید، جبرئیل گفت: ای ابراهیم! به گناه خود اعتراف کن و مناسکت را بیاموز! چون جبرئیل گفت اعتراف کن! این سرزمین عرفات نامیده شد».[3]
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید:
«خداوند در هیچ روزی به اندازه قبرستان بقیع، بندگان خود را از آتش جهنم آزاد نمی کند».[4]
«در میان گناهان، گناهانی است که جز در عرفات بخشیده نمی شود».[5]
«هنگامی که مردم در عرفات وقوف می کنند و حاجت های خود را با گریه و زاری درخواست می کنند، خداوند نزد فرشتگان به این مردم افتخار می کند و به فرشتگان خطاب می کند: آیا نمی بینید که بندگان من از راه های دور و غبارآلود به سوی من آمده اند و مالشان را در راه من خرج کرده اند و بدن ها را خسته کرده اند؟ به عزت و جلالم سوگند! گناهکارانشان را به نیکوکارانشان می بخشم و آنها را از گناه پاک می کنم، مانند روزی که از مادر متولد شده اند».[6]
«آنگاه که در عرفات وقوف کنى، چنانچه گناهانت به تعداد شن های شنزار یا ستارگان آسمان یا قطره های باران باشد، خداوند آنها را خواهد بخشید».[7]
نقل است از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) پرسیدند: 
چه کسی از اهل عرفات، گناهش از همه بزرگ تر است؟ حضرت فرمود: «کسی که عرفات را درک کرده باشد و گمان کند خداوند او را نیامرزیده است».[8]
گدایی در روز عرفه:
امام سجاد (علیه السلام) در روز عرفه صدای نیازمندی را شنید که گدایی می کرد. به او فرمود: «وای بر تو! آیا در مثل چنین روزی از غیر خدا درخواست می کنى، درحالی که در این روز برای بچه هایی که در شکم مادران هستند، امید سعادت و خوشبختی می رود».[9]
امام باقر (علیه السلام) فرمود:
«هیچ کس (چه نیکوکار و چه بدکار) در عرفات وقوف نمی کند، مگر اینکه خداوند دعایش را مستجاب می کند».[10]

---------------------
پی نوشت ها:
[1]. اصول کافى، ج 4، ص 224.
[2]. همان، ج 96، ص 259.
[3]. همان، ج 74، ص 402.
[4]. جبل الرحمة، جدای از کوه های اطراف خود، در سرزمین عرفات قرار دارد. رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) برتخته سنگی از این کوه ایستاد و خطبه معروف عرفات را ایراد کرد. همچنین، سالار شهیدان امام حسین (علیه السلام) دعای بلندروز عرفه را در دامنه این کوه خواند.
[5]. نک: مفاتیح الجنان، اعمال روز عرفه.
[6]. آیت الله جوادی آملى، صهبای حج، ص 415.
[7]. کافى، ج 4، ص 316؛ علل الشرایع، ج 2، ص 436.
[8]. سنن الکبرى، ج 5، ص 192.
[9]. جعفریات، ج 114، ص 415.
[10]. تنبیه الغافلین، ص 489.

ركن يماني

مورخان عرب نوشته‏اند که وقتی «فاطمه بنت اسد» مادر علی (ع) دچار درد زايمان شد به كنار خانه کعبه رفت و اینگونه مناجات کرد: «پروردگارا! من به تو و به همه پيمبران و كتاب‏هایى كه ‏از سوى تو آمده است ايمان دارم ، و گفتار جدم ابراهيم خليل كه اين خانه را بنا كرد را تصديق می‏کنم. پروردگارا! به حق همان كسى كه ‏اين خانه را بنا نمود، و به حق اين نوزادى كه در شكم من است، ‏ولادت او را بر من آسان گردان». 

به دنبال اين دعا بود كه ناگهان خانه كعبه ‏شكافته شد و فاطمه به داخل خانه رفت و از ديدگاه حاضران و زوار پنهان گرديد و ديوار خانه نيز مانند اول به هم پيوست. مردم که هراسان شده بودند خواستند قفل در را باز كنند ولى در باز نشد، و دانستند كه سرى‏در اين كار هست و اين ماجرا از جانب خداى تعالى است

آپلود عکس

خانه معبود

وقتي وارد صحن اصلي بيت الله الحرام شديم با هماهنگي قبلي روحاني كاروان بدون نگاه به كعبه وارد صحن شده . همه به سجده رفتيم و اشگ شوق از چشمان باريدن گرفت .  بالاخره سر از سجده برداشته و نگاه به كعبه دوخته شد .الهم لبيك ...

آپلود عکس رایگان و دائمی

براي نگاه نمودن خانه كعبه نميداني كدام گزينه را انتخاب كني  حجر اسماعيل(ع) و محل برگزاري نماز خاص آن مكان در زير ناودان طلا ،يا ركن يماني جائيكه ديوار كعبه شكاف برداشته و فاطمه بنت اسد قنداقه علي (ع) در دست از كعبه بيرون آمده است و يا موضع حجرالاسود  كه سنگ بهشتي است و بوسه بر آن بوسه بر دست خداست ،يا درب ورودي بيت الحرام و مقام ابراهيم و....

 

طواف از حجرالاسود آغاز ميگرددو هردور (شوط) به حجر الاسود ختم ميگردد.حاجيان با پايان رسيدن هر دور طواف دست بلند كرده و تكبير ميگويند. در واقع هر تكبير اعلام بيعت مجدد حاجي با خداي متعال است


دانلود فایل

نگارنده در حال طواف

مولد النبي


وقتي از مدينه به سوي مكه حركت ميكني لحظات خدا حافظي با پيامبر ص و ائمه بقيع و... حزن آور  و در پيش رو حركت بسوي خانه معشوق شادي آور است.

قبل از ورود به مكه  براي ديدار يار بايد محرم شد . لذا توقف در مسجد شجره و بستن احرام خود نيز حال و هوائي دارد.

عکس گیگ | آپلود عکس رایگان

محرم كه شدي حركت ادامه مي يابد.

درمكه وقتي به سوي خانه خدا حركت ميكني به نزديكي ورودي بيت الحرام كه مي رسي در كنار كوه ابوقبيس كاروان پيام آوران بهشت توقف مي كند. كوهي كه جهت ايجاد محوطه و پاركينگ اتوبوس تخريب گرديده است.

به كوه كه تكيه دهي در مقابل ساختمان كتابخانه اي وجود دارد . روحاني كاروان با دست اشاره نموده و يادآور ميگردد.:

 "آنجا محل تولد پيامبر گرامي اسلام است."


مولد النبی

محل تولد پیامبر صلی الله علیه و آله که اینجا هم قرار بر تخریب بوده اما فعلا کتابخانه شده بود
دقیقا محل تولد پیامبر صلی الله علیه و آله کنار پنجره آخری ميباشد.

عکس گیگ | آپلود عکس رایگان

زيارت دوره

4_    مساجد شيعه:



تعداد اين مساجد كه از مساحت كمي برخوردار بودند ـ و به دلیل موقعیت کوهستانی، شکل پلکانی داشته و دارای پستی و بلندی بودند ـ به شش عدد مي‌رسد كه با مسجد ذوقبلتين، هفت عدد مي‌شود: 1.مسجد فتح، 2.مسجد سلمان، 3.مسجد علي(سلام الله علیه)، 4. مسجد فاطمه(سلام الله علیها)، 5.مسجد ابوبكر، 6.مسجد عمر، 7. مسجد ذوقبلتين.

 

محراب محزون و مخروب مسجد دخت پیامبر (صلی الله علیه و اله)

دانلود فایل  محلجديد جنگ احزاب در مدينه


.

ادامه نوشته

زيارت دوره

3- مسجد ذوقبلتين

مسجد قبلتین در شمال غربی مدینه در فاصله ۵/۳ کیلومتری مسجدالنبی(صلی الله علیه وآله) است و در طول روز، مانند مسجد قبا، در همه ساعات روز باز است؛ زیرا زائران مدینه، از سنی و شیعه، ضمن سفر به این شهر، از این مسجد نیز دیدن می کنند و در آن نماز می گزارند. 


8pic.ir     آپلود رایگان عکس و فایل



به دلیل ارتباط مسجد قبلتین با تغییر قبله، باید زمان بنای آن، در دو سال نخست هجری باشد. 


نام دیگر مسجد قبلتین



این مسجد بدان‌جهت که در میان طایفه
 بنوسلمه بوده، به نام مسجد بنی سلمه نیز مشهور است

قسمت سوم :زيارت دوره

2-كوه احد

 8pic.ir     مكاني براي آپلود رايگان فایل های شما

همین یک جمله از رسول خاتم(ص) کافی است تا وقتی از دور این کوه سرخ و قهوه ای را می بینی صدای غریبی تورا به سوی خود بخواند.

 

احد نام مجموعه ای از کوههای بزرگ و کوچک در شمال مدینهاست که حدود شش هزار متر طول دارد.

 

احد در شمال مدینه به طول تقریبی شش کیلومتر از شرق به غرب کشیده شده که به دلیل جدایی آن از دیگر رشته کوهها احد خوانده می شود.

 

در دامنه کوه احد شکافی که همچون غاری بسیار کوچک است، قرار دارد. این شکاف حدود سه متر ارتفاع، یک متر عرض و به اندازه قامت یک انسان دراز کشیده طول دارد.

 

 به طوری که یک نفر می تواند به راحتی در آن جای بیگرد و یا پنج نفر در آن بنشینند. این شکاف تقریبا در ارتفاع پانزده متری از سطح زمین واقع شده است.

 

در جنگ احد صورت رسول خدا(ص) زخمی شد. این زخم به قدری شدید بود که حلقه های کلاه‌خود، در گونه های پیامبر(ص) فرورفته بود. ابوعبیده بن جراح حلقه های زره رسول خدا (ص) را از صورت آن حضرت بیرون کشید که در نتیجه دو دندان رسول خدا(ص) شکست. حضرت علی(ع) با وجود زخم هایی که خود بر بدن داشت، از پیامبر دفاع کرد و ایشان را در این شکاف پنهان نمود.

 

وقتی وارد شکاف کوه می شوی مسجد النبی را می بینی و نفس هایت به شماره می افتد. اینجا مسلما دو معصوم نفس کشیده اند. حضرت محمد ابن عبدالله(ص) و حضرت علی (ع).

 

 8pic.ir     مكاني براي آپلود رايگان فایل های شما

8pic.ir     مكاني براي آپلود رايگان فایل های شما



قسمت سوم :زيارت دوره


1-مسجد قبا:


 AxGiG,عکس گیگ پایگاه آپلود عکس ویژه وبلاگنویسان

 

پيامبر اسلام روز دوشنبه 12 ربيع الاول از مكه به دهكده قبا كه در آن زمان بيش از يك فرسخ با يثرب فاصله داشت رسيدند و پس از سه روز حضرت علي (ع) به ايشان ملحق و پيامبر اولين مسجد را در اين مكان به دست مبارك خود بنا كردند.

پيامبر گرامي اسلام (ص) فرمودند: كسي كه به مسجد من ( مسجد قبا ) بيايد و در آنجا 2 ركعت نماز بخواند، ثواب يك عمره را دارد

AxGiG,عکس گیگ پایگاه آپلود عکس ویژه وبلاگنویسان


او که بود؟

 

AxGiG,عکس گیگ پایگاه آپلود عکس ویژه وبلاگنویسان

غروب آفتاب بود کم کم به نماز مغرب نزدیک میشدیم.هر لحظه ازدحام زائرین مسجد النبی بیشتر میشد.به مادرم گفتم حتما نماز را در حرم بخوانیم بعد به هتل  برویم. قبول کرد ولی لازم بود وضوبگیرد. 

 دستشوئی های زنانه داخل بخش مخصوص زنان ( مدخل النساء) بود  لذا از ورود مردان جلوگیری میشد  مادرم از ویلچرپیاده شد و علیرغم درد پا   از نگهبانی باب النسا ءگذشت.من با ویلچر منتظر او بودم و طوری ایستادم که تحت هر شرایطی بیرون آمد او را ببینم. صفوف نماز جماعت زنان تشکیل شده بودو هر لحظه فشرده تر می شد.مأمور سعودی  از من میخواست آنجا را ترک کنم.ازدحام جمعیت هر لحظه بیشتر بیشتر میشد.       شلوغترین لحظات حرم همیشه زمان اذان و نماز است که حضار همه در تکاپو هستند که زودتر داخل حرم بروند و در صفوف نماز جای بگیرند و یکی از زیباترین صحنه های   عبادی اسلام   را شکل بدهند.












AxGiG,عکس گیگ پایگاه آپلود عکس ویژه وبلاگنویسان

آمدن مادرم به درازا انجامید و من دل توی دلم نبود احساس میکردم مشکلی پیش آمده ولی هیچ راه چاره نبود   .خدایا برای پیرزن 82 ساله مشکلی پیش نیامده باشد.هیچ آشنایی نبود که از او بخواهم دنبال مادرم برود.هر چه زمان میگذشت صفوف نماز جماعت زنان متراکم تر و رفت و آمد اطرافم بیشتر و بیشتر میشد.اما از مادرم خبری نبود.من جلو خروجی مانده بودم و هر چه دقت میکردم کمتر اثری از او بود.خدایا چه کنم گوئی تمام غم های عالم روی دلم نشسته بود و دستم از زمین و آسمان بریده بود.در دلم نجوا بود:

من نمی دانم چرا اینجا چنین سر گشته ام

یار خود گم  کرده ام  اندر پی گم گشته ام

من  به  خود کی  آمدم  اندر  مدینه  یا احد

با دو  دستان  ضعیف  تقدیر خود ننوشته ام

خود مرا خواندی به این وادی وحی ای نازنین

یار من  یاری نما  با  این  نفسها  خسته ام

 

 

در این حال در بین شلوغی جمعیت روحانی سیدی که جوانی زیبا و خوش اندام بود با عمامه مشکی به سمت  من آمد. در حالیکه به پشت سرم اشاره میکرد خطاب به من گفنت گفت:

"مادرت آنجا منتظر توست!!"

یک لحظه نگاه من در نگاهش گره خورد.گوئی که هیچگاه خسته نبوده ام.بی اراده مبهوت چهره او شدم.چهره روحانی  جوان و بشاشِ،با ریش بلند شاداب و چشمانی جذاب و عمامه مشکی یک لحظه مرا به خود واداشت.باور آنچه میبینم برایم مشکل بود. آنچنان مجذوب او شدم که برای یک لحظه همه چیز را فراموش کردم.در ذهنم گذشت او چگونه متوجه شده که من منتظر کسی هستم و او مادرم هست؟.

از نگاهم ذهن مرا خواند .خطاب به من گفت:

"حدس زدم مادرت باشد".

 من که گوئی اراده ای از خود نداشتم،برگشتم و نگاه به پشت سر نمودم و ناخودآگاه بدون اینکه کلامی بر زبان آورم به سمت مادرم رفتم .

حدود پنجاه متر عقب تر مادرم به شکل عجیبی در بین جمعیت شلوغ در حالیکه پشتش به من بود اینطرف و آنطرف میرفت و اسم مرا صدا میزد. بدون درنگ با                 ویلچر به سمتش رفتم و او را صدا زدم و سوار ویلچر کردم و برای نماز مغرب رفتیم.

بعدا معلوم شد که مادرم کلامسیر را اشتباهی رفته بود و از خروجی سوم که عقب تر قرار داشت که من اصلا فکرش را هم نمیکردم بیرون آمده بود.

و هر چه بود خواست خدا بود و یقینا لطف و عنایت او بود.و اگر حضور آن سید جلیل القدر نبود رنجی که بر مادرم میرفت برایم نابخشودنی بود.شاید اتفاقی که افتاد بهانه ای بود تا جمال سید بزرگوار را لحظه ای لن ترانی نمایم

.به هر حال موضوع بخیر گذشت.اما آنچه ماند برایم دل مشغولی سید بزرگواربود  و شیدایی من بر روی یارکه تا آخر عمر باقی ماند.

جلوه کردی عاشق  و دیوانه  گشتم  یار من

بار دیگرر جلوه کن بی تو من از دست رفته ام

راه طولانی و راکب خسته و من مانده ام

گر تو آئی از مرارتهای دنیا رسته ام

هر چه می خواهی بکش اینجا مرا دنبال خود

راز عشقی است بین ما بر موی ماهت بسته ام

شیعه شعبان آمده در مکه و سعی و صفا

بهر اتمام طواف اندر منا بنشسته ام

AxGiG,عکس گیگ پایگاه آپلود عکس ویژه وبلاگنویسان


ادامه دارد.....